ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ.

ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ.




#هیاهوی‌غریب و مبهمی پیچیده در جانم
پرم از حس #دلگیری که نامش را نمی دانم

تو #اقیانوس سرشار از تلاطم های آرامی
و من دریاچه ی اشکی که دائم رو به #طغیانم

#بزن‌نی باز غوغا کن..بزن دف شور برپا کن
به هر سوزی بگریانم..به هر#سازی برقصانم

ببین #آیینه‌وار از حس تصویر تو لبریزم
تو آرامی من آرامم... #پریشانی پریشانم...

اگر #شعری نوشتم رونویسی از نگاهت بود
که این #دیوانگی‌ها را من از چشم تو می خوانم...✍️📷

#سیده_تکتم_حسینی



#عشقولوژی

#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۲/۱۱/۰۵

۲۰:۴۵⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

هیاهوے غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیرے که نامش ر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

هیاهوے غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیرے که نامش ر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم پرم از حس دلگیر...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم پرم از حس دلگیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط