در تاریکیه قلبم...یک سایه از صورت تو وجود دارد.
در تاریکیه قلبم...یک سایه از صورت تو وجود دارد.
از عمیق ترین قسمت قلبم میتوانم کلمه هایی رو مانند"ای کاش" بشنوم...
هنگام طلوع خورشید قلبم صبر ندارد تا تورا دوباره ببیند...در ذهنم خاطراتم را باتو مرور میکنم.
این اندکی کمک میکند تا بتوانم حس پوچی که هنگام رفتن تو دردرونم بوجود امد را پر کنم...
نمیتوانم خود را نگه دارم ودر اشک هایی که میریزم غرق نشوم...تمام تلاشم را میکنم تا با ترس هایی که در مورد تو دارم روبه رو نشوم...
هیچ گاه دیگر من را نمیبینی...اما حال بگذار...امواج غم من را به زیر اب ببرند...میدانم که از پسش برمیام...
بگذار زمینی که زیر پایم است خراب شود...بگذار اسمان سقوط کند...
و تمام اعتقاداتی که میدانم درست است روبه نادرست تبدیل کند...
هیچ گاه من را دوباره نمیبینی...تلاش میکنم بتوانم بدون تو زندگی بکنم...جالب است نه؟
روزی تمام ذهنم تسخیر این بود که همیشه پیش تو باشم...وحال اینکه چگونه زندگی خود را بدون تو پیش ببرم...این به اندازه کافی درد ناک است...
you'll never see me again....
از عمیق ترین قسمت قلبم میتوانم کلمه هایی رو مانند"ای کاش" بشنوم...
هنگام طلوع خورشید قلبم صبر ندارد تا تورا دوباره ببیند...در ذهنم خاطراتم را باتو مرور میکنم.
این اندکی کمک میکند تا بتوانم حس پوچی که هنگام رفتن تو دردرونم بوجود امد را پر کنم...
نمیتوانم خود را نگه دارم ودر اشک هایی که میریزم غرق نشوم...تمام تلاشم را میکنم تا با ترس هایی که در مورد تو دارم روبه رو نشوم...
هیچ گاه دیگر من را نمیبینی...اما حال بگذار...امواج غم من را به زیر اب ببرند...میدانم که از پسش برمیام...
بگذار زمینی که زیر پایم است خراب شود...بگذار اسمان سقوط کند...
و تمام اعتقاداتی که میدانم درست است روبه نادرست تبدیل کند...
هیچ گاه من را دوباره نمیبینی...تلاش میکنم بتوانم بدون تو زندگی بکنم...جالب است نه؟
روزی تمام ذهنم تسخیر این بود که همیشه پیش تو باشم...وحال اینکه چگونه زندگی خود را بدون تو پیش ببرم...این به اندازه کافی درد ناک است...
you'll never see me again....
- ۱.۹k
- ۰۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط