در رهگذر درد

در رهگذر درد
كه پاييزي و سرد است
رنگ باختگان
فتاده برخاك نبرد است
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

خسته ام خسته ز شلاق دل و عقل و خِرَد می زند هر دم بر اندیشه ...

در همه دير و مغان نيست چو من شيدائي

در حوالی پاییزی بارانی، در کوچه‌باغ‌های شهری غریب که آشناتری...

✍🏼در میان هیاهوی خیابان،من ایستاده‌ام،در میانِ تلاطمِ قدم‌ها...

#pain#P⁸³#season²فردا توی فرودگاه... با همکاراش سوار هواپیما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط