داشتیم با مامانم وسایل انباری رو

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو

مرتب میکردیم یه دفعه مامانم یه

جعبه مدادرنگی ۲۴رنگ قاب فلزی رو

از توو کارتون درآورد نگاش کرد و زد زیر خنده!!!

گفت: میدونی این چیه؟ اینو خریده بودم هروقت

معدلت ۲۰ شد بدم بهت حیف واقعا!!!

خاک تو سرت !!! :|
دیدگاه ها (۴)

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۰ ویو راوی تهیونگ...

مهمونی خطرناک پارت =13با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم:منظورت چی...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³⁴(نایون+...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

My lovely neighbor part : 48

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۸☆از زبان ا/تبعد از مراسم رفتیم عم...

و بعد نانسی آروم بغل گوش میا خم شد + خب حالا چه حسی داره؟ ای...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط