بانوی من

بانوی من
اگر دست من بود
برایت پایتختی
در گوشه‌ی زمان می‌ساختم
که ساعت‌های شنی و خورشیدی
در آن کار نکنند
مگر آنگاه که
دست های کوچک تو
در دستان من آرمیده‌اند...

💕
دیدگاه ها (۱)

کمی به من برس !مَن از رسیدن توحالم خوب می شود...💌

آنگاه که تسلیم آغوشت می شوم جغرافیایی خلق می شود به نام آرام...

سفر کن به هیچکس نگو ، رابطه عاشقانه داشته باش به هیچکس نگو ،...

آدم ها متعلق به خودشانندما فقط می توانیمدوستشان داشته باشیمآ...

از اینکه مردم با تعجب و کنجکاوی به من زل میزنند و زیر لب زمز...

.سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین نفس ِ شعرم را میان انبوه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط