.

.

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین
نفس ِ شعرم را
میان انبوهی از کلمات غم گرفته به شماره می اندازد
ثانیه های دیر گذر و بغض نم دار واژه ها
حنجره ی تنگ احساسم را
در کالبد مخدوش درد می کشانند
و رد ِ اشکی بر گرفته از گوشه ی چپ سینه ام غبار آلود می کند
نگاه ِ سوزناک ِ چشمانم را
بند بند پیکرم
در سیطره سطوح عجین شده ی شعر و انتظار تیر می کشد و راهی برای رسیدن به آرامش نمی یابد
و در این میان افسوس میخورد
دست ِ تمنای دیرین شعر هایم
که لمس نمی کند قلب ِ سرد بی روح تو را ...
#دلنوشته...
#ویسگون
#عاشقانه
#سوکت
#بازنشر
#بازنشر_لایک_فالو_یادت_نره
دیدگاه ها (۳)

زمانی که مُچاله میشوم در آغوشت شرابی در کار نیست تومستی از ع...

به‌ چه‌ می‌اندیشی ؟به‌ خزانی‌ ك گذشت؟به‌ بهاری‌ ك نبود؟به‌ ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط