سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین
نفس ِ شعرم را
میان انبوهی از کلمات غم گرفته به شماره می اندازد
ثانیه های دیر گذر و بغض نم دار واژه ها
حنجره ی تنگ احساسم را
در کالبد مخدوش درد می کشانند
و رد ِ اشکی بر گرفته از گوشه ی چپ سینه ام غبار آلود می کند
نگاه ِ سوزناک ِ چشمانم را
بند بند پیکرم
در سیطره سطوح عجین شده ی شعر و انتظار تیر می کشد و راهی برای رسیدن به آرامش نمی یابد
و در این میان افسوس میخورد
دست ِ تمنای دیرین شعر هایم
که لمس نمی کند قلب ِ سرد بی روح تو را ...

#دلنوشته_های_من
#دلنوشته...
#ویسگون
#عاشقانه
#سوکت
#بازنشر
#کپی_کردن_متن_ممنوع
#بازنشر_لایک_فالو_یادت_نره
دیدگاه ها (۵۳)

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

دستانِ محبوبه‌امچون بال‌های قودر میانِ موهایم غوطه می‌خورندم...

فیلم‌رو‌ببین‌و‌متن‌رو‌بخون

چشمهایت بیماری ست که هر روزگریبان خیالم را می گیردو در بی کر...

شهلا گرگانی شاعر کرمانشاهی

پیش از توزنی استثنائی را می جستمکه مرا به عصر روشنگری ببرد.و...

بررسی شعر:«رفتگان» از (تس) احضار غایبانبخش دومــــــــــــــ...

موسی بندری شاعر بندرعباسی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط