کجای این شب غریبمو کجای این کرانه ی کبود

کجای این شب غریبمو کجای این کرانه ی کبود
کجای این شبی که از ازل چراغ ماه قسمتش نبود

کجای این همیشه ابریم که آسمان نشان نمی دهد
به گریه می رسم ولی سکوت به گریه هم امان نمی دهد

کجای این شبم که می کشد هوای گریه ام به نا کجا
از این خرابیم که می برد به خانه ای که نیست ای خدا

کسی نمانده پا به پای من مگر غمی که خانه زاد توست
اگر صدای سرمه ریز من که شعر سر به مهر یاد توست


تو پا به پای غربت منی ولی به من سفر نمی کنی
هزار ماه در تو روشن است شب مرا سحر نمی کنی

یکی دو روز مانده پشت سر هزارشب نشسته پیش رو
شب مرا سحر نکن ولی کجای این شبانه ام بگو
دیدگاه ها (۴)

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

✅✅✅♦️شده؟ تا حالا شده...شده دردی به دلت ریشه کند آب شوی؟همه ...

قسمت ۷

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

📚 علیرضا بدیع 🎤 استاد رشید کاکاوند 📃پاییز می رسد که مرا مبتل...

وقتی لب تو خنده زد

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

پدرم نیست ...

🏴🇮🇷💔سالروز اسارت شهید حججی🌹 #وصیتنامه_شهید_حججیعمریست شب و ر...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط