سر مشق داده خدایم ، دوباره باز

سر مشق داده خدایم ، دوباره باز
در ابتدای صفحه ی یک روز دیگرم
بالای صفحه ی صبحم نوشته او :
امروز بنده ی من ، روز دیگریست 
سرمشق روز نو :
آزاده باش و پاک
سرمشق های روز و هفته و هر سال رفته ام
آری تمام عمر 
این بوده است و بس
اما دریغ و درد
بد خط نوشته ام این مشق روزگار
سرمشق کردگار
با هر طلوع صبح
بخشیده او مرا
تکلیف روز نو ، 
چونان تمام عمر :
" آزاده باش و پاک "
از من نوشتن کژ واژه های عمر
از او دوباره دادن سر مشق های نو
خندیده باز خدایم ، نوشته او :
تا مانده برگه ای 
تا هست دفتر عمرت به روزگار
آری امید هست
زیبا نویس ،
مشق زندگی ات را برای من
با هر ورق که می خورد این دفتر حیات
فرصت برای مشق زندگی از دست می رود
چند برگ بوده ، دفتر این روزگار من ؟
چند صفحه مانده است ؟
امروز هم گذشت
فردا دوباره سر آغاز دیگریست
سرمشق روز نو
تکلیف عمر تو
" آزاده باش و پاک "
دیدگاه ها (۹)

زنگ مدرسه دوباره داره به صدا درمیاد… بعد از روزایی که دلمون ...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

White Lotus | Part 19چند روز از مراسم گذشته بود...زندگی دوبا...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه ..اسطوره ها ابرانسان

راز خون پارت ششم

علاقه؛کلمه ای گاهی شگفت انگیز یا گاهی خورد کننده.ولی علاقه ب...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط