باز چشمی

باز چشمی
که وضو ساخته از چشمه ی اشک 
بی وضو
هیچ زمان
دست نگاهم به جمال تو نخورد 
تو مرا آیه ی عشقی
که شبی چون شب رویای وصال 
با سلامی
بر دل تشنه ی من باریدی  
آه
ای کاش
شب عشق وصال من و تو
یلدا بود 
نه به کوتاهی افتادن شبنم
ز نگاه گل سرخ 
باز قلبی که وضو ساخته از چشمه ی خون
بی وضو هیچ زمان لمس نکرد
دست لرزنده ی  قلبم
دشنه ی تشنه ی اندیشه ی هجران تو را
 من همان دم که وضو ساختم از چشمه ی عشق
معتکف در حرم دل شده ام ، شب همه شب
 و به احیای خیالت
همه عمر
به امید شب وصلت همچنان بیدارم ....
دیدگاه ها (۱)

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

پارت ۱

P¹²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

قسمت ۷

چندپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط