به نام خدا
به نام خدا
عشق عجب واژه عجیب و دوست داشتنی ایست...
چقدر لذت می برم از شنیدن این واژه!
چند وقتی ست «پستچی چیستا»رامیخوانم...
چقدر دوست دارم «عشق چیستا»را..
چون از دیوانگی نترسید
ازجار زدن نترسید....
کاش من هم روزی عاشق شوم!
دلم یک دل سیر عشق می خواهد..
از همان هایی که می گویند «دیوانگیست».....!
از همان هایی که می توان باچشم ها حرف زد،
از همان هایی که می توان از فرسنگها راه حال هم را فهمید،
از همان هایی که زیبا ترین کلمه ای که او می گوید «نام من »است....
دلم صدای دلنشینی را می خواهدکه هرگاه نامم راصدا میزند،
جانم به لبم رسد
آهسته گویم«جانم»!
به من نگویید این حرفها دروغ است
من باور نمیکنم.............٪
من بارها با چشمان «هستی»4ساله عشق راتمرین کرده ام.
من بارها از نگاه «احسان»فهمیدم سر سفره آب میخاهد یا نمک-
بارها چشمانش به من گفته اند از چه رنج می برند....
من به پایت می مانم،
شاید تو دیر به سراغم بیایی...
روزی که دیگر موهایم سیاه نیست وچین هایی بر صورتم نقش بسته
اشکالی ندارد
من قول میدهم تا آن روز هر روز لبخند بزنم وموهایم را شانه کنم.ً..
تا موهای سفیدم زیبا ترین موهای دنیا وچین های صورتم رد زیبا ترین لبخند هاباشد.
من قول می دهم تا آن روز هر روز عشق را با خانواده ام تمرین کنم...
عشق به سراغ من هم بیا!
من از«چیستا»دیوانه ترم.
ما تمام خیابان های شهر را باهم قدم خواهیم زد.
نگران خواب مردم نباش،
مافقط باچشمانمان حرف میزنیم،
تمام کوچه های شهر از او فقط «نام مرا»می شنوند
واز من فقط
«جانم!»
as
94/8/25
3:27
a_s...
عشق عجب واژه عجیب و دوست داشتنی ایست...
چقدر لذت می برم از شنیدن این واژه!
چند وقتی ست «پستچی چیستا»رامیخوانم...
چقدر دوست دارم «عشق چیستا»را..
چون از دیوانگی نترسید
ازجار زدن نترسید....
کاش من هم روزی عاشق شوم!
دلم یک دل سیر عشق می خواهد..
از همان هایی که می گویند «دیوانگیست».....!
از همان هایی که می توان باچشم ها حرف زد،
از همان هایی که می توان از فرسنگها راه حال هم را فهمید،
از همان هایی که زیبا ترین کلمه ای که او می گوید «نام من »است....
دلم صدای دلنشینی را می خواهدکه هرگاه نامم راصدا میزند،
جانم به لبم رسد
آهسته گویم«جانم»!
به من نگویید این حرفها دروغ است
من باور نمیکنم.............٪
من بارها با چشمان «هستی»4ساله عشق راتمرین کرده ام.
من بارها از نگاه «احسان»فهمیدم سر سفره آب میخاهد یا نمک-
بارها چشمانش به من گفته اند از چه رنج می برند....
من به پایت می مانم،
شاید تو دیر به سراغم بیایی...
روزی که دیگر موهایم سیاه نیست وچین هایی بر صورتم نقش بسته
اشکالی ندارد
من قول میدهم تا آن روز هر روز لبخند بزنم وموهایم را شانه کنم.ً..
تا موهای سفیدم زیبا ترین موهای دنیا وچین های صورتم رد زیبا ترین لبخند هاباشد.
من قول می دهم تا آن روز هر روز عشق را با خانواده ام تمرین کنم...
عشق به سراغ من هم بیا!
من از«چیستا»دیوانه ترم.
ما تمام خیابان های شهر را باهم قدم خواهیم زد.
نگران خواب مردم نباش،
مافقط باچشمانمان حرف میزنیم،
تمام کوچه های شهر از او فقط «نام مرا»می شنوند
واز من فقط
«جانم!»
as
94/8/25
3:27
a_s...
- ۶.۶k
- ۲۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط