دیوونه شدم از بس که خیره شدم به عکس روی دیوار…

دیوونه شدم از بس که خیره شدم به عکس روی دیوار…
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.

چقدر سخته آدم اینقدر به عکس خودش نگاه کنه اما هیچ نقطه ضعفی پیدا نکنه!!!
فتبارک الله احسن الخالقين...
والا

^_^ رنج میبرم ازین بی اعتماد به نفسی انگاری
دیدگاه ها (۴)

کیا شبا این جورین ^_^

انگاری کم هم نیستن این بعضیا ^_~

لبخند قاتلپارت³⁷ویو جونگ‌کوکبعد از اینکه مطمئن شدم خطری نیست...

پارت ۲ ویو ا.ت نمیدونم چرا اما دو هفته پایانی سال مثل برق و ...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

لبخند قاتلپارت³²ویو سلیندستم هنوز از شدت ترس می‌لرزید.نگاهم ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

پیوند خون و اختیارپارت ۹ | مرز بین اعتماد و خیانتاون شب، پار...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۷ | آخرین نشانیباران شدیدتر شده بود.رینا کن...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط