یاابن الحسن

یاابن الحسن
آقا جان


دل بسته ام
مرا ز سر خویش وا مکن

از من مرا جدا کن و از خود جدا مکن

هرگز نگویمد که بیا دست من بگیر

گویم گرفته ای ز عنایت رها مکن

تنها بود به دست تو طومار جرم من

این مشت بسته را به بر خلق وا مکن
دیدگاه ها (۱)

آقاجان...هرگز نگویمت که بیا دستِ من بگیر ؛گویم گرفته‌ای زِ ع...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

ترانه عشق

در سلسله عشق تو ، مغموم و صبورم نازم بکش ای دوست ، که مظلوم ...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط