تو خواب می روی و من غزل غزل دردم

تو خواب می روی و من غزل غزل دردم
میان کوچه ی عشقت دوباره ولگردم

دچار سوءتفاهم نشو نشو اما
بیا که زوج منی تو ، و من همان فردم

کنار پنجره ی تو دلم شد آویزان
نبند پنجره ات را نکن مرا طردم

دچار یک تب و لرزم هوا چه مشکوک است
کنار پنجره گرم است و من چرا سردم

ببین به سیلی عشق تو چهره ام سرخ است
به زیر ضربه ی سیلی ببین که من زردم

بیا و دفتر شب را مرور کن با خود
بخوان مرا و ببین با دلم چه ها کردم

بدون هیچ تعارف تو عمرمی نفسم
چه التهاب غریبی نفس کم آوردم
دیدگاه ها (۱)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟔جیمین:حالا چرا لبت ورم کردهپسر همونطور...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

پارت چهل‌وچهارم | ویلای جنگلیشخص سوم. بعد از نزدیک سه ساعت، ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁶_ اگر نیروها از این مسیر حرکت کنن،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط