قورباغه توی کلاس وَرجه وُرجه میکرد. آقای افتخاری گفت : قا

قورباغه توی کلاس وَرجه وُرجه میکرد. آقای افتخاری گفت : قاسم این قورباغه رو از کلاس بنداز بیرون ! قاسم گفت : آقا اجازه ؟ ما از قورباغه میترسیم.آقای افتخاری گفت : ساسان تو این قورباغه رو بنداز بیرون ! ساسان گفت : آقا اجازه ؟ ما هم میترسیم.آقای افتخاری گفت : بچه ها کی از قورباغه نمی ترسه ؟من گفتم : آقا اجازه ؟ ما نمیترسیم !!!آقای افتخاری گفت : کیف و کتابتو بردار گمشو از کلاس برو بیرون ...گمون کنم رضا منو لو داده باشه و گرنه آقای افتخاری از کجا میدونست که من قورباغه رو به کلاس آوردم ؟!!!.
دیدگاه ها (۳)

Otagh baghli Part56 کیفم رو گذاشتم روی میز . کتاب شیمی مو د...

spanish girl:۵ فصل دوم

KIM V

love in the dark⑧⑨چند دقیقه بعدرسیدم و چند نفر اومدن /:شما ح...

چند پارتی

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "61"☆ویو هانا☆بعد از رفتن آقای الکس، چند لحظه همون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط