اتشی نمی سوزاند«ابراهیم»را؛

اتشی نمی سوزاند«ابراهیم»را؛
و دریایی غرق نمی کند«موسی»را؛
کودکی،مادرش او را به دست موج های«نیل»میسپارد تا برسد به خانه ی فرعون«تشنه به خونش»؛
دیگری را برادرانش به چاه می اندازند،سر از خانه ی عزیز مصر در می اورد!
مکر زلیخاه زندانیش می کند اما عاقبت بر تخت ملک مینشیند...
پس؛
به«تدبیرش»اعتماد کن؛
به«حکمتش»دل بسپار؛
به او«توکل»کن؛
و به سمت او«قدمی بردار»،
تا ده قدم امدنش به سوی خود را به تماشا بنشینی...
دیدگاه ها (۲)

◦𝄞♥️لبخند بزن و به خودت بگو" امروز روز منه ".🌼امـــروز و هــ...

# 🌑 رقصِ آخرین ماه(#Dance_of_the_Last_Moon)## فصل اول: سایه‌...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل پنجم: هم‌آیی...

نام=)سایه مافیا"لباس اسلاید دوم"### پارت سوم: بازی با آتشنیم...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

*دلتنگ صدای شماییم.....خامنه‌ای شهید، که بود؟خامنه‌ای شهید، ...

P3جئون وارد خانه شد.همین که قدم اولش را داخل گذاشت، تمام صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط