سمت چشمان تویک پنجره باشد کافیست

سمت چشمان تویک پنجره باشد کافیست
چشم من خیره به آن منظره باشدکافیست
توبه من خیره شوی،من به تبسم هایت
خنده برروی لبت یکسره باشد، کافیست
فاصله، تقدیر مرا پُر کردست...
سهم من چند ورق خاطره باشد کافیست
دیدگاه ها (۱)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

موسیقی

تکاپو پارت ۹۹: فکر کردم کشتمش! 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...عمارت برخلا...

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

مرد بی رحم

📖 آکادمی آستریاپارت اول | «دختری از آب و یخ»هیچ‌کس نمی‌دانست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط