𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽
زیر حلقه ی سمت راست.
عضلات بازوی تهیونگ کمی منقبض شده بودند. احتمالا اکثریت توی همین وضعیت بودن.
وسط تمرین بدنسازی بودن. مربی لی تایمر رو توی دستش گرفته بود و با بی قراری راه می‌رفت.
« لرزش پا طبیعیه بچه ها انقدر غرغر نکنیدد!»
جونگکوک خمیازه ای کشید. نگاهی به دست هاش انداخت و بعد نگاهش رو به تهیونگ داد:« دستم مثل دست مامان بزرگا شده، خیلی خشکه، دست بزن.»
تهیونگ دستش رو روی دست های جونگکوک گذاشت و کمی تکون داد:« کرم بزن بهشون تا خوب بشن.»
مربی لی یقه ی پیرهنش رو صاف کرد:« خب، همگی خسته نباشید. »
جونگکوک چشم هاش رو به هم فشرد و روی زمین نشست.
تهیونگ با کلافگی دستش رو روی گردنش کشید و کمی اون‌طرف تر رفت:« هی، هیونجین، توپممم. توپم کنار پاهاتهه. »
هیونجین نگاهی به پایین پاهاش انداخت. خم شد و با حرکتی توپ رو برداشت و به تهیونگ پاس داد.
تهیونگ سریعا توپ رو گرفت:« دمت گرم. »
درحالی که از کوفتگیِ عضلات پاهاش لنگ لنگ زنان راه می‌رفت، توپش رو سمت کیفش پرت کرد. توپ روی کیف تهیونگ افتاد.
اما حواس تهیونگ، پیش جونگکوکی بود که هنوز روی زمین نشسته بود.
با قدم های بلند اما آهسته سمت جونگکوک رفت.
گردن جونگکوک خیس از عرق بود و زیر نور های سالن براق به نظر می اومد.
تهیونگ بالا سر جونگکوک که روی زمین نشسته بود ایستاد. دستش رو دور گردن جونگکوک حلقه کرد و طی یک حرکت سر جونگکوک رو بالا آورد.
جونگکوک، خسته از تمرین نفس نفس میزد و زنجیر نگاهش با نگاه تهیونگ گره خورد. انعکاس نور های سالن، توی چشم های قهوه ای رنگ و براق جونگکوک افتادند.
چشم های تهیونگ کمی لرزید. اما بعد از چند ثانیه، نگاهش رو گرفت:« هی رفیق، پاشو. »
جونگکوک دستش رو سمت تهیونگ دراز کرد. تهیونگ بی هیچ حرفی، دست جونگکوک رو گرفت. اما جونگکوک، با وجود اینکه دست تهیونگو گرفته بود، بدون اینکه هیچ وزنی روی دست تهیونگ بندازه ایستاد.
«بریم.»


پارت بعدی وای🛐🛐🛐
نمی‌دونم اما پارت بعدو بیشتر دوست دارم😝
کامنت نذارید من میدونم و شماا
دیدگاه ها (۰)

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. شملوک پوزخن...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p9مربی‌لی، با سوتی...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽p3تهیونگ کمی جلو رفت. از گوشه چشم نگاهی ...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽p6حدودا دو هفته گذشته بود. سوک‌هیون که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط