کاش چون پاییز بودم... کاش چون پاییز بودم...

کاش چون پاییز بودم... کاش چون پاییز بودم...
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم.
برگ های آرزوهایم یکایک زرد میشد،
آفتاب دیدگانم سرد میشد...
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد،
اشک هایم همچو باران،
دامنم را رنگ می زد...
دیدگاه ها (۲)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

برده عمارت جئون

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

مرد بی رحم

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت بیست‌ویکم: خلع‌سلاحِ...

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --² ــ چرا همون حرفایی رو میزنی که می‌خوام بشنوم ؟ چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط