من تماشای تو می کردم و غافل بودم

من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند!

گفته بودی که چرا محو ِ تماشای منی
و چنان محو که یکدم مُژه بر هم نزنی

مُژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز ِ چشم تو به قدر مُژه بر هم زدنی..
دیدگاه ها (۴)

من تماشای تو می‌کردم و غافل بودم ،که از تماشای تو خلقی به تم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

نماد مرگ پارت شیشم

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

می‌گفت:دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن بادکنک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط