خدایا نمی دانم چرا از تمام خوشی هایت

خدایا نمی دانم چرا از تمام خوشی هایت

سهم ما از زندگی فقط تلخی و اندوه گشته

 

صد ها بار زمین خوردیم و به امید بار بعدی

شاید دستی به سوی ما دراز شود

 

اما هز بار با اشک و آه بلند شدیم

خداوندا پس کجاست دستان تو که ما را بلند کند

 

به خوشبختی شادی سوق دهد

از غم و اندوه  برهاند
دیدگاه ها (۲)

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

╔══════ ❀﴾﷽﴿❀ ══════╗🌿 بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِي...

گاهی می‌خواهم نباشم...گاهی می‌خواهـم نباشـم... می‌دانم، گاهی...

خدایا........با تو می گویم حرفهایم را... دلتنگیهای وجودم را....

‍ ‍ نیایش شبانگاهی پروردگارم به ما کمک کن تا بدانیم،که وقتی ...

ادامه... ناگهان عشقم با صدای بلند گفت تو نمی تونی مامانم کنی...

رمان همنشین فرهیخته( بالاخره پس از مدت بسیار رسیدش)

خداوندا...!!!اگر روزی بشر گردیزحال بندگانت با خبر گردیپشیمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط