گاهی میخواهم نباشم

گاهی می‌خواهم نباشم...

گاهی می‌خواهـم نباشـم... می‌دانم، گاهی
زخمِ من دردِ توست؛ گاهی حـرفِ من دردِ
ماست. گاهی شـانه‌هایت درد می‌کنـد زیر
بار سنگین ناگزیرها و کشیـدنش تا ناکجـا
آباد. گاهی دلتنـگ‌تر از ابـرِ پُر بارانی و امّا
نه... گاهی اشک‌ هم برای تو کم می‌گذارد.
مگـر می‌شود تمـامِ درد را گریست؟! گاهی
به هر طـرف زل می‌زنی، تا چشـم کار می
کند تشویش‌ست و پریـشانی، وحشت می
کنی از ایـن همه ویـرانی؛ گاهی دلت مثل
یک گنـجشک می‌تپـد زیـر بارانِ بلا؛ گاهی
دنیا چه ساده آدم‌ را به بازی می‌گیرد. دور
سرت‌می‌چرخد و تو مات غرق بازیش می
شوی. گاهی زخم آن‌قـدر کاری است که از
گفتن یک آخ هم‌عاجزی! گاهی‌نوزادِ اندوه
به‌اندازه‌ی همه‌ی درکِ تو از بودنت قد بلند
می‌کنـد. گاهی ناگـزیر از بـودن، سرگردان
چـون‌برگی در مسیر باد، به هر نسیمی بی
اختیار سرگردانی، معلّق و مات. می‌گردی
و می‌چـرخی و می‌افتی. گاهی یادت می
رود که لبخنـد شیـرینت کوهی را کاه می
کند. گاهی تلخی‌حرف‌های ماتم زیر زبانت
مزّه می‌کند! و گاهی این گاهی‌ها، تمامِ تو
می‌شود‌، و گاهی‌ عشق... گفتنـد: "سکوت
سرشار از ناگفته‌هاست" سکـوت می‌کنم...
آه خدایا! به من برگـردان همۀ آن‌چه را که
با او تو را یافتـم. اگر ایـن گاهی‌ها همـه‌ی
سهم من از بودن است، باشد که نباشم.
@_mhmd._.yz
دیدگاه ها (۶)

جا داده مرا در وسط سینه ی سنگشای من به فدای دِلَکِ مست و ملن...

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شددلشوره ی ما بود، دل آرام جهان...

🎭به گند نڪشید دوست داشتن را ❗️وقتے هنوز تڪلیفتان با خودتان ڪ...

لایک.،،،کامنت..فالو،،یادتوون نرررع✌

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط