هیچڪس با مَـږ نیسٺ

هیچڪس با مَـږ نیسٺ

مــــانده ام

ٺا به چه اندیشه ڪنـم

مانده ام در قفس ٺنهایی

در قَفس میخۆانم...

چه غریبانه شَبے اسٺ

شَبِ ٺنهایے مَـږ
دیدگاه ها (۱)

زندگی رقص نجیبی ستکه بر چشمه ی بودن جاریسترقص ِ یک شاپرک باز...

حملات شهر اندیشه بار دیگر شروع شد

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

عاشقانه های شبنم

پدرم نیست ...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁷ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. چند افس...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 22هان چند ثانیه فقط به پرونده خیره مانده بود....

هیچڪس با مَـږ نیسٺ مــــانده امٺا به چه اندیشه ڪنـمما...

هیچڪس با من نیست؛مانده‌ام تا به چه اندیشه ڪنم،مانده‌ام در قف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط