تاریخ مرگ و ماتم است تقوم کهنه روی میز

تاریخ مرگ و ماتم است تقوم کهنه روی میز

هر برگ آن را پاره کن میانه شعله ها بریز

باید قلم گرفت به دست تقویم تازه ای نوشت
باید تن نداد و رفت به جستجوی سرنوشت

هر برگِ این تقویمِ درد روزِ دروغ و شیون است

تاریخِ ما ، حضورِ ما در دستِ تو ، دستِ من است

بر ما هر آنچه که گذشت تاریخ ما نبود و نیست

آغازِ ما ، عمرِ زمین با خلقتِ دنیا یکیست

تا کی به فکرِ معجزه در انتظارِ حادثه

سوارِ سرنوشت تویی پُشت غبار حادثه

تا کی به ظلمت گُم شدن جادو شدن ، زانو زدن

خدا ندارد احتیاج به نذر تو ، نیازِ من

تقویم درد و تفرقه ما را به عصر سنگ بُرد

این قومِ در خود گُم شده از ذاتِ خود شکست خورد

این کهنه تقویمِ غریب تکرارِ تاریخه عزاست

بی ابتدا و انتهاست نگو که شرحِ حال ماست

باید جهان را تازه دید رفت و به فرداها رسید

برای یک آغازِ نو نباید انتظار کشید

به اعتمادِ دستِ هم باید گرفت از نو قلم

دوباره خط زد و نوشت از ابتدا قدم قدم

تاریخِ مرگ و ماتم است این کهنهِ تقویم غم است

بی ترسِ دوزخ یا بهشت
از زندگی باید نوشت
دیدگاه ها (۸)

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

فقط یک نگاه

🔻به نام خدایی که طوفان را آفرید.🔸️وقتی آخرین نفرات ارتش «دفا...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

حماسی

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط