وقتی

وقتی
فاصله هایمان هر روز زیادتر میشود
وقتی نه من آنجا هستم
نه تو اینجا
فکر میکنم
دلتنگی سختترین ابتلایی است که به آن دچارم
جای تو اینجاست
زیر رگبار بوسه های من
جای من آنجاست
در لابلای انگشتان پر مهر تو
یواشکی آغوشت
پس بیهوده نیست این همه دلتنگی
دیدگاه ها (۲)

می خواهم ” ذره ذره ” داشته باشمت...!!اما... برای همیشه.....

بیا با هم قراری بگذاریمو یک شهر را دنبال هم بگردیمآن لحظه که...

تو را در دل ابدی خواهم ساخت از تو در دل معبدی خواهم ساختمن...

.

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»بابا...🖤🥀این روزها ...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

فیکشن

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

عنوان: عنوان دوست پسرت( ساتورو گوجو)سلام سلام خوشگلا ایندفعه...

ریاکشن

part 13۴رو صندلی لم داده بود و موری داشت صحبت می‌کرد که آخر ...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

صدای شلیک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط