کاش می‌شد پنجره‌ای را باز کرد و دل را تکاند توی باغچه‌ای

کاش می‌شد پنجره‌ای را باز کرد و دل را تکاند توی باغچه‌ای زیر آن. کاش
گنجشک‌ها از برچیدن انبوه ِ خرده‌ دل‌تنگی‌ها سیر می‌شدند … ،
نه پنجره‌ای هست، نه باغچه‌ای نه گنجشکی . انبوه ِ خرده ‌دل‌تنگی امّا …
چقدر هست، چقدر هست …
دیدگاه ها (۱)

دل‌تنگ ِ دل‌تپیدن‌ام . که دل ِ آدم بتپد برای کسی . از آن دل‌...

غم اگر به‌‌ آن‌جا برسد که از چشم‌ها خوانده شود دیگر نقطه‌ی پ...

چشم مستتچه ڪند با مـنِ بیمار امشباین دل تنگ من واین دل تب دا...

ساده هستمساده می بینمساده می پندارم زندگی رانمیدانستم جرم می...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

ناپلئون گمشده(فصل اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط