دختره تعریف می کرد: مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون, یه پسره

دختره تعریف می کرد: مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون, یه پسره از جلوم رد شد بهم گفت: شلـه زرد.
منم محلش نذاشتم بعد که یه خورده رفتم جلوتر صدام کرد: خانـــــــــــــوم؟ منم فک کردم می خواد چیزی بپرسه گفتم بله ؟ گفت: پشت کمرت با دارچین بنویس
"یاشوهر"? خخخخخ
دیدگاه ها (۹)

رمان: قلب در تاریکی

دوست دختر کوچولوی من

ترکم نکن

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

From hate to lovePart::2دیدم همون پسره است که بهم گفت+ پا نش...

محو زیبایی او پارت ۲۶ ویو رزا وارد اتاقم شدم .......خیلی قشن...

کپشن مهمهههه🎀😂عروسک من😈🔞پارت پانزدهم بازومو ول کرد برگشتیم س...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕‌ 𝟕منم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط