وقتی که دیگر نبود , من به بودنش نیازمند شدم, وقتی که دیگر

وقتی که دیگر نبود , من به بودنش نیازمند شدم, وقتی که دیگر رفت,من به انتظار آمدنش نشستم , وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد , من او را دوست داشتم.....وقتی که او تمام کرد من شروع کردم.....
وقتی او تمام شد .......من آغاز شدم...
و چه سخت است تنها متولد شدن, مثل تنها زندگی کردن است...
مثل تنها مردن!
دیدگاه ها (۱)

غصه من:(.......)

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 4«ویو ا.ت»کلیدو انداختم و وارد خونه شدم.لباسمو با ی...

رمان : آیدل من پارت :«اخر»ویو «جونگکوک»کنسرت تموم شد .... می...

سرنوشت(ویو رایا)شوگا رفت سمت اتاق و کت‌ش رو درآورد.روی دستش ...

وقتی عموت بود

وقتی بچتون گم میشه P¹امروز قرار بود لونا رو ببرم پارک امادش...

چند پارتی

سلام صبح زیباتون بخیر جمعه‌تونم زیباقلبی شکرگزار اول صبحخدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط