ﺭﻭﺯﻱ مردی ﺩﺭ ﺣﻴﺎﻁ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ...

ﺭﻭﺯﻱ مردی ﺩﺭ ﺣﻴﺎﻁ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ...
ﮔﺮﺑﻪ ﺍﻱ به ﺣﻴﺎﻁ آﻣﺪ.
مرد ﮔﻔﺖ: ﭘﻴﺸﺘﻪ ﭘﻴﺸﺘﻪ!
ﻭ ﮔﺮﺑﻪ ﭘﻴﺸﺘﻴﺪ...
.
.
.
تا داستان ها آموزنده ی بعدی
یه دست و جیغ و هورررااااااا
دیدگاه ها (۱۱)

کاش اسم بابام نعمت بود و اسم مامانم نازیاینجوری دلم خوش بود ...

کاپیوووو ﻣﯿﺮﻩ ﺍﻧﮕﻠﻴﺲ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻣﯿﺸﻪ.ﻣﯿﮕﻦ ﺳﺨﺘﺖ ﻧﯿﺲ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮ...

به مامانم میگم اگه من بمیرم چکار میکنی ؟ .. میگه یه مراسمی ب...

ﻭﺟﺐ ﺑﻪ ﻭﺟﺐ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﻭ ﻣﯿﮕﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺖ . . .ﭘﺴﺖ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻧ...

life like hellp:11با تاکسی خودمو به اونجا رسوندم.ساختمون قدی...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : ۱۰۱✦...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط