پارت 52(آخر): (طنز)

پارت 52(آخر): (طنز)
جونگکوک: تا حالا دیدی بدون باز کردن در یه ماشین بتونی بری داخلش؟
تهیونگ: نه.
جونگکوک: پس دو دقیقه صبر کن من این کوفتی رو از تنم در بیارم!
تهیونگ: حالا که فکر می‌کنم، همه‌ی ماشین‌ها سقف ندارن.
جونگکوک:
تهیونگ:
جونگکوک: اوکی، بیا ببینم چطوری از روی باکسر انجامش می‌دی.
تهیونگ:
جونگکوک: نه بیا دیگه، بیا ببینم چطور.
تهیونگ: عام.
جونگ‌کوک: عام و مرض، مرتیکه.
دیدگاه ها (۴)

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

Iove and the moonPart19ویو یونا ها راستی امشب با تهیونگ ب...

Heir of Light and Darknesspart : 3سه روز بعد. تهیونگ با اجبا...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹³﴿ویو تهیونگ﴾چند ثانیه به صفحه‌ی خاموش ...

پارت ۱۵ آن روز قرار بود یک روز کاملاً معمولی باشد.صبح سر کار...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

Part ³⁰ویو لیلییکی زدم به شونش + خیلی بدجنسی مال من واقعا یه...

پارت چهارم ویو ات توی ماشین ! الا و لارا سوار ماشین ات شدن و...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²¹ویو میکا_____دیگه حتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط