دیوانه ی اندیشیدنم

دیوانه ی اندیشیدنم!
دوست دارم به آرزوهایم بیندیشم
مانند تو، که دست نیافتنی هستی
و کمی بعد بغض کنم
و حوالی باران قدم بزنم!
گاهی بی چتر که باشی،
خیس می شوی از عشق!
اگر کسی در چشمت
دوست داشتن را طرح بزند!
مانند سُرمه ای،
که تمام دنیایی را سیاه کرده در زیر پلک ...

#تنهایی #عشق #عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

حوالی بعضی ها آنقدر هوا دلچسب استکه دوست داری یک خانه نقلی ک...

می خواهم برای تو نامه بنویسماما نمی دانم از کجا باید شروع کن...

اینکه یکی قصددلگرم کردن آدمی را داشته باشد،اصلا چیز کمی نیست...

کاری به کار همدیگر نداشته باشیم...باور کنید تک تک آدم ها زخم...

باز باران با ترانه می‌خورد بر بام خانه خانه ام کو؟خانه ات کو...

«عاشق بارانی من»در را باز کردم. باد سردی با ملایمت گونه‌هایم...

اولین دیدار در زیر باران/پارت۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط