Part 10

Part 10

ا،ت ویو

امروز قراره با کوک بریم بیرون خیلی خوشحالم بابام امروز ساعت دو شب میاد بره همین میتونم تا دیر وقت بیرون باشم به لباس خوشگل پوشیدم با اینکه اصلا از آرایش خوشم نمیاد ولی به خاطره کوک به میکاپ خیلی کوچیک زدم و رفتم سمت محل قرار تا رسیدم دیدیم کوک منتظرم تا دیدمش سریع پریدم بغلش

کوک: بلاخره دختر کوچولوم و دیدم

ات،: منم بابایمو دیدم

ا،ت ویو کلی با کوک خوش گذشت رفتیم پشت به کوچه و شروع کردیم به کیس کردن و از اون لحظه ها فیلم گرفتم خیلی حال میداد اصلا ل،ب های کوک مزه بهشت میداد بهت نیم ساعت کیس کردن رفتیم داخل خیابون اصلی و پلیس اومد و بهمون گیر داد گفت کوک کیمه منم گفتم داداشمه بعد چند ساعت کوک داشت می‌رفت خونه اسنپ گرفت ولی یک دقیقه مونده بود اسنپ برسه اسنپ و کنسل کرد و دستمو گرفت و بردم یه جای تاریک و دوباره کیسم کرد از تعجب داشتم شاخ در میاوردم و بعد دوباره اسنپ گرفت و رفت خونه منم رفتم خونه

فلش بک به فردا ا،ت ویو

از خواب بیدار شدم کلی با کوک حرف زدیم و دیدم ساعت شده 5 لعنتی کلاس زبانم سریع آماده شدم و رفتم پیش دوستام

ا،ت: سلام

یونگ سو هاری: سلام

ا،ت: به نظرتون کجا بودم

هاری : قبرستون

ا،ت: نه با کوک دیشب رفتیم بیرون

یونگ سو: بابا تو خیلی گیره چطور گذاشت تنها اونم شب بری بیرون

ات،: خوب بهش گفتم با تو دارم میرم

یونگ سو: خاک تو سرت

ا،ت: بچه ها یه فیلم براتون دارم

هاری: چه فیلمی

ا،ت: بیاید ببینید

بچه ها همه با هم رو صندلی می‌شینن و یونگ سو وسط میشینه و گوشی ا،ت دستشه که یهو فیلم ل،ب گرفتن و کیس کردن ا،ت و کوک پخش میشه

یونگ سو: تو عجب آدم عوضی هستی داری این فیلم ها رو به ما دوتا بدبخت سینگل نشون میدی

ات،: بچه ها آنقدر ل،باش خوش مزه بود
دیدگاه ها (۱۷)

dark love

ویو کوکبا نور خورشید از خواب بیدار شدم یکم تکون خوردم احساس ...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

پارت ۲۳

این عشق فیک نیست کوک: اوهوا/ت : ی سوال کوک: بفرما ا/ت : ت...

رمان : آیدل من پارت :«2»ویو «ا/ت»با حرفی که آقای جانگ زد داش...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

رمان پرده های خونی توضیحات :نقش ها:کوک، تهیونگ، ا. ت، رزا، ی...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط