بی خوابِ کوچه گردی و بدخوابی ام نباش

بی خوابِ کوچه گردی و بدخوابی ام نباش
دلشوره های هرشبم از روی عادتند

هی کوچه...کوچه...کوچه...به پایان نمی رسم
شب های سرد و ابری من بی نهایتند...!


#اصغر_معاذی
دیدگاه ها (۱)

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

معامله p9جونگ‌کوک بعد از رفتن تهیونگ، مستقیم به حمام رفت.شیر...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

صدتای شدن مون مبارکک باشه ✨️🎀👽گم ات کردم روزی روزه گاری درهم...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p36همین که خواست از روی یه ریشه‌ی بزرگ رد...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۸

p10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط