دلم میگیرد… دلم برای دلم میگیرد

دلم میگیرد… دلم برای دلم میگیرد
برای غربت غریبانه اش،پذیرش بی چون و چرایش و سهم نه چندان عادلانه اش میگیرد

و دلم برای غمهای دلم می گیرد…

میخواهم دل داریش دهم آرام نمیگیرد،میخواهم ندیده اش بگیرم تحمل نمی آورد،

گاه توبیخش میکنم از تمام گردشهای احساس محکومش میکنم و در قفس احساس محکوم به ماندن ،

اما باز دلم برای دلم میگیرد..................
دیدگاه ها (۲)

.هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن …به هر حال ...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدمونگران بودم، تا اینکه آنها ...

این روزها دلم بچگی میخواهد؛خسته ام...فقط یک قلم لطفا؛میخواهم...

آدمیست دیگر... یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد... دوست دارد بر...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

میگیرد… دلم برای دلم میگیردبرای غربت غریبانه اش،پذیرش بی چون...

دلم میگیرد… دلم برای دلم میگیردبرای غربت غریبانه اش،پذیرش بی...

دلم میگیرد... دلم برای دلم میگیرد ، برای غربت غریبانه اش ، پ...

دلم میگیرد...دلم برای دلم میگیرد ، برای غربت غریبانه اش ، پذ...

دلم میگیرد... دلم برای دلم میگیرد ، برای غربت غریبانه اش ، پ...

دلم میگیرد...دلم برای دلم میگیرد ، برای غربت غریبانه اش ، پذ...

دلم میگیرد...دلم برای دلم میگیرد ، برای غربت غریبانه اش ، پذ...

دلم میگیرد… دلم برای دلم میگیردبرای غربت غریبانه اش،پذیرش بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط