مــــوهـــايتـــــــــــ را کــــه چنگـــــــ مى زنى

مــــوهـــايتـــــــــــ را کــــه چنگـــــــ مى زنى

مـــــن مى زنم و قلم مــيرقصـــــد

عـــــزيـــــز مــــــن …!!!

آرامـتـــــر

ايـــــن شــــــعر ديـــــوانــــــه شـــــــــــد…!|!
دیدگاه ها (۲)

در لابه لای موهای تو شعرهای قشنگی نشسته استبا سر انگشت قلمیک...

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد کاسه‌ی صبرم از این دیر آمدن...

عاشقانه های شبنم

من حرف می زنم و دلم شعر می شود در واژه های م...

عقلِ من با عشقِ تو درگیر شد، دیوانه‌امعقلِ تو با عشقِ من درگ...

من مسئول حرفایی هستم که می زنمنه چیزایی که تو برداشت می کنی!...

کاش ترکم نمیکردیدوستی عزیز داشتم ، از جان خود عزیز تر می پند...

من تیرم باخودم حرف می زنم دخترم خالم اسفنده اون که همش می خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط