من امروز را با یاد چشمان تو آغاز کردم ....

من امروز را با یاد چشمان تو آغاز کردم ....
چشمانی که هیچ گاه به انتظار من نبود، ....
نازنینم من امروز را با یاد تو غریبانه گریستم ....
ولی هیچ کس نخواست وسعت غربت مرا بفهمد حتّی تو..
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

رقیه بنت الحسین

وقتی لب تو خنده زد

شکر برای صبری که در دلتنگی‌هابه من بخشیدی تا از پا نیفتم.شکر...

عاشقانه های شبنم

قسمت ۷

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط