حکایت عجیبی ست...!!

حکایت عجیبی ست...!!
میگن اگه یه گرگ خواست بهت حمله کنه سریع عریان شو !!!
اونوقت فقط میاد تنتو بو میکشه و راهشو میگیره و میره..!!!

و تا اخر عمرش بوی تنتو از یاد نمیبره...
و اگه بازم تو رو ببینه از بوی تنت تو رو به یاد میاره....و بهت حمله نمیکنه...!!!
اما...امان از ادمیزاد...
عریان نشده تو را چنان میدرد..
که تا اخر عمرت فراموشت نشود...
دیدگاه ها (۱)

خنده ی ممنوعه.

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

سناریو🥂

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸یک ماه بعد____________...

رمان

بررادر ناتنی فصل3part 7 دلهره ی شدیدی توی دل ات به وجود اومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط