life style

پارت 12
*روز موعود*
کوک: ا/ت رو از روز قبل بستری کرده بودند که برای سزارین آماده شه ا/ت خیلی میترسید هرچقدر آرومش میکردم دوباره استرسی میشید تا اینکه بردنش اتاق عمل دعا دعا میکردم که هر سه تاشون سالم باشن مامانو بابا هامون هم اومده بودن بعدش اعضا اومدن نزدیک دو ساعت بود که داخل اتاق بودن یهو با سرعت دو نفر که دوتا چرخ دستی دستشون بود رفتن داخل یهو چنان خوشحال شدم که گفتم تموم شد ولی نگوو..
دکتر: دستگاه شوک رو بیارید یکی از بچه ها برای نفس کشیدن کمک میخواد
کوک: زندگیم رو سرم خراب شد* جونگ یول رو از کنارمون رو کردن ولی یونا مونده بود داخل..افتادم زمین*
م/ک؛ نگران نباش خوب میشه..داشتم کوک رو آروم میکردم که دکتر اومد و گفت یونا باید یک چند روزی بیمارستان بمونه چون یکم دیرتر تشکیل شده و ریه اش تکمیل نشده یک هفته باید بمونه بیمارستان تا خوب بشه
کوک: تهیونگ برام قهوه آورد*..
ته: دیدی چیزی نشده که باید بمونه بيمارستان تا خوب بشه..مریض نشده.. فقط باید بمونه اینجا
کوک: اگه اتفاقی.. ( زدن زیر گریع)
م/ک: بغلش کردم*نترس بچه هات سالمن قربونت برم من پاشو بریم اتاق ا/ت الان جونگ یولم میارن
کوک: باشع :(
دیدگاه ها (۵)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

ددی خون آشام من

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط