قول بده که خواهی آمد ،

قول بده که خواهی آمد ،
اما هرگز نیا ...!

اگر بیایی ،
همه چیز خراب می‌شود ...!

دیگر نمیتوانم اینگونه با اشتیاق ،
به دریا و جاده خیره شوم ...!

من خو کرده ام ،
به این انتظار ...!

به این پرسه زدن ها ،
در اسکله و ایستگاه ...!

اگر بیایی ،
من چشم به راهِ چه کسی بمانم ...؟

#رسول_یونان
دیدگاه ها (۱)

🎭 آخرین نقشپارت دهملیانا از استودیو بیرون آمد و با عصبانیت د...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³³...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما چند لحظه ساکت موند. اخمش هنوز ...

داستان عاشقانه جدید

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

....تک پارتی از یونگی....

می‌گفت:دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن بادکنک...

{ باند ویلن } بلاخره پیداش کرد! دستاش از خوشحالی میلرزید. ول...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

پارت: 13 (بخش2) **زاویه دید: زین**«مشارکت؟» پدرم کارد و چنگا...

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط