.

.
دیدگاه ها (۱)

...

..

صبح همه ی دوستان بخیر و خوشی

دلم لک زده برای زیارت

به هر کوی و گذر، نامِ تو را پیدا نکردمدر این بازارِ شلوغ، گو...

من از آن روز که در بند توأم آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر ا...

چشمِ تو، دلِ مرا برد و به جانم نشستتا ندانم که چه شداین دلِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط