✔️میدانم ..

✔️میدانم ..
نیامده بودی که بمانی !
چند روزی گذرت افتاد
به سرنوشت من ..
قرار بود،همدرد هم باشیم
نه دردهم!
قرار بود، همدیگررادرک کنیم
نه ترک
لعنت به تمام قرارهایی که بود
امانبود!
مانند خودت؛
من ماندم و چشمانی ک نبودنت را باور نمیکند..
دیدگاه ها (۱)

My professor Chapter:2Part:92انگشتمو روی اسمش گذاشتم و تماس ...

نماینده ها مجلس شما ها دارید چیکار میکنید؟پول مفت میگیرید خو...

فصل دومپارت شانزدهم | فاصله‌ای به اندازه‌ی دو سالسه ماه گذشت...

میبخشی پارت ۴

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸صبح روز بعد___________...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁴جونگکوک روی صندلی چوبی اتاق بازجوی...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط