#زیباترین_عشق

#زیباترین_عشق
#پارت_7۱
دیانا _بعد خوردن غذامون ادامه فیلمو دیدیم ولی من خوابم برد
ارسلان_دیانا ک خوابش برد فیلمو دیدمو بعد تموم شدنش خاموش کردم و دیانا رو بغل کردم بردمش
تو اتاق و بغلش کردم و خوابم برد

صبح روز بعد 🤍
دیانا _ارسلان خواب بود بلند شدم رفتم از اتاق بیرون صبحانه درست کردم و کیک پختم تا 9 ارسلان بیدار میشد 1 پرواز داشتیم
رفتم اتاق یکم کمد و مرتب کردم و لباساییی ک لازم بودو برداشتم گذاشتم چمدون هم برای خودم هم برای ارسلان بعد عطر و وسایل مهم دیگمو برداشتم و آروم دراتاق بستم و اومدم بیرون
رفتم حموم بیرون اتاقا ک سر صدا ایجاد نشه بعداینکه کارم تموم شد موهامو با سشوار خشک کردم و لباس پوشیدم آرایش ملایمی کردم و رفتم بیرون رفتم شیر و شیرکائو و شکلات بخرم تموم شده بود

ارسلان_از خواب بیدار شدم ساعتای 9 بود دیدم دیانا نیس بوی کیک میاد یه خمیازه کشیدم رفتم از اتاق بیرون
دیانا
دیانا
دیانا
یکم اینور اونور گشتم نبود
نگران شدم آخه دیانا نمی‌رفت بیرون تنهایی
یهو در زه شد
سریع رفتم سمت در
دیانا _عه ارسلان بیدار شدی
ارسلان_دیانا کجا بودی
دیانا _رفتم اینارو بخرم
ارسلان_منو بیدار میکردی عزیزم
دیانا _تو عمق خواب بودی
گفتم بیدارت نکنم عوضش یه کیکی پختم دستاتوهم میخوری
ارسلان_اونکه معلومه بوش داره دیوونم میکنه

دیانا _صبحونه رو خوردیم
و ارسلانم وسایلش رو جمع کرد و رفت دوش گرفت و آماده شد
ارسلان_دیانا بریم؟
دیانا _الان که ساعت 11عه
ارسلان_آخه میگم بریم یکم سوغاتی بخریم
دیانا _اها باشه پس بریم
......
دیانا _ارسلان نمیخوای از اون اتاق پرو بیای بیرون
ارسلان _اومدم
دیانا - در باز شد وایی چقد خوشگل شدی ارسلان
ارسلان_ما اینیم دیگه
دیانا _🥺😍🦎
خب مارمولک جان بریم منم یه چیزی بپوشم
ارسلان_😂بریم
دیانا _بعد کلی خرید رفتیم یه بستنی فروشی دیگه ساعتای 12و 10 دقیقه بود بستنی رو گرفتیم
ارسلان_دیانا بنفشه
دیانا _وای💜😍
ترسلان_دیر شدد
بدو بدو کن
دیانا _رسیدیم ب فرودگاه و سوار هواپیما شدیم
ارسلان _ همیشه وقتی سوار این هواپیما میشم اینگار زیر پام خالی میشه اصلا اینگار یه جورم
دیانا _😂تو اینجوری نیستی منم همینم
عه گوشی زنگ خورد
اَلو بفرمایید
خانم _خانم موبایلتون رو خاموش کنید کمربندتونو ببندید
دیانا _بزور یه کاری کرد تلفنمو خاموش کردم
ارسلان _کی بود دیانا
دیانا _نمیدونم ناشناس بود
ارسلان_اگه زنگ زد جوابشو نده
دیانا _باوشه
ارسلان_😊
خب بچه ها من رفتم بای تا ۳ روز دیگه بوس بوس💜🤭
دیدگاه ها (۱۲)

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . .◟- #ParT_13 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سمت ...

رمان دخت من

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

رمان آرام باش

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

رمان عشق ممنوع

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط