hard love

hard love
p2
از زبان ا.ت
با این حال خرابی که داشتم ولی وقتی جونگکوک برای اولین بار دیدم حالم واقعا خوب شد احساس میکردم با همون اولین بار بهش علاقمند شدم
یک ماه بعد
هنوز اینجوری بودم که وقتی جونگکوک رو میدیدم قلبم میلرزید
از زبان جونگکوک
یک ماه گذشته واقعا باورم نمیشد با همچین دختر جذابی دارم زندگی میکنم رفتم بهش گفتم دوست دارم اون هم بهم گفت تصمیم گرفتیم باهم بریم سر قرار
از زبان ا.ت
رفتیم همون کافی شاپی که با سوهو اومده بودم
گفت چی میخوری بیب با یه لبخند ریزی بهش گفتم ترامیسو گفت همین فقط اخه اولین قرارمونه باید یه چیز خوب بخوریم و غرق چشماش شده بودم گفتم میتونم کوکی صدات کنم گفت واقعا و یه لبخند زد گفت راحت باش بیب
یک هفته بعد
داشتم از سرکار برمیگشتم دیدم مامانم کف زمین خوابیده و سرش از بدنش جداست خیلی ترسیدم سریع جونگکوک رو صدا زدم جواب ندادم رفتم دم در اتاقش باز هم جواب نداد زنگ زدم بهش در دسترس نبود رفتم به اقای جئون جونگ هیون گفتم گفت چیشده اون هم مادرمو دید خیلی ترسید من بهش نگفتم که فکر میکنم کار جونگکوک ولی گفتم میشه از عمارت برم
جونگ هیون گفت میتونی بری ولی سریع برگرد

شرط

۱۸۵ تا فالوور
دیدگاه ها (۰)

🤍hard love❤p3سه ساله بعداز زبان ا.تسه ساله که تنهام و نه ماد...

𝚑𝚊𝚛𝚍 𝚕𝚘𝚟𝚎 p4 فقط خندید و گفت تو اون موقع بخاطر مامانت اینجا...

سلام دوستان خیلی ها توی پیوی به من توهین میکنن درباره ی زن ز...

#love bts

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

عشق روانی منپارت ۱مریض افتادم گوشه خونه ولی دارم براتون فیک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط