عشق روانی من

عشق روانی من
پارت ۱
مریض افتادم گوشه خونه ولی دارم براتون فیک مینویسم🤕🙄


((ا/ت))
وای وای، باز دیرم شد!
میخواستم با ماشین برم ولی گفتم با مترو برم که زود برسم سریع رفتم سوار مترو شدم داشتم میدوییدم که خوردم به یه آقاهه همه برگه های روی دستم پخش و پلا شد رو زمین اومدم بهش فحش بدم که محو چهرش شدم...واو!
مرد: وای خیلی ببخشید واقعا عذر میخوام، چیزیتون که نشد؟
چه مهربون و جنتلمن! بهش میخورد خیلی مغرور باشه اما واقعا مهربون بود، سریع برگه هامو مرتب جمع کرد و بهم داد
مرد: بازم عذرخواهی میکنم، ببخشید
چیزی نگفتم، چیزی هم نمیتونستم بگم مرده سریع رفت منم به خودم اومدم و دیدم واقعا دیر شده پس سریع رفتم و سوار قطار شدم یهو دیدم همون مرده هم تو قطار من بود فقط یه صندلی خالی کنار اون مرد بود رفتم همونجا نشستم
ا/ت: سلام آقا
مرد: عه سلام😃 شماهم سوار این قطار شدید؟
ا/ت: بله...ببخشید جسارتا شما اسمتون چیه؟
مرد: من کیم تهیونگ هستم و شما؟
ا/ت: منم پارک ا/ت هستم
تهیونگ: خوشبختم
ا/ت: همچنین
تهیونگ: شما دانشجویین؟
ا/ت: نه من دکترم
تهیونگ: چه خوب، دکتر چی؟
ا/ت: روانشناس
تهیونگ: خیلی خوبه، الان تشریف می‌برید مطب؟
ا/ت: بله
تهیونگ: میتونید یه وقت برای منم بذارید؟
ا/ت: حتما چرا که نه
تهیونگ: خیلی ممنونم
باهاش حرف زدم و فهمیدم واقعا مرد خوبیه

ادامه دارد....
ببخشید یکم کوتاه بود چون واقعا حالم بده دارم میمیرم از بدن درد
دیدگاه ها (۱)

خلیج همیشه فارس👊

زندگی جدید (پارت۵)ویو ا/ت ۴ ماه بعد الان چهارماه که منو تهیو...

Part 3 ا،ت ویو از خواب بیدار شدم دیدم اون مرتیکه نیست حالم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط