زندگی ، خالی و بیهوده و پر تکرار است
زندگی ، خالی و بیهوده و پر تکرار است
دلخوشی اندک و دلتنگ شدن بسیار است
یک نفر خفته ، در آغوش نگارش ، اما
یک نفر از غم معشوقه ی خود ، بیدار است
این طرف یک بدن خسته و یک حال خراب
آنطرف تر دو سه تا دفتر و یک خودکار است
از کجا آمده ام ، ... آمدنم بهر چه بود؟
در سرم درهٌ ای آکنده از این افکار است
می نویسم ، که غم از شانه ی خود بردارم
می نویسم که خدا غافل از این اسرار است
دم به دم مشت به دروازه ی غم می کوبم
چون همین مشت ، نمایانگر یک خروار است
قصه ی تلخ من این است ، که از بخت بدم
پشت هر در بـــزنم ، آه ! فقط دیوار است ، ،،،،،،،،
دلخوشی اندک و دلتنگ شدن بسیار است
یک نفر خفته ، در آغوش نگارش ، اما
یک نفر از غم معشوقه ی خود ، بیدار است
این طرف یک بدن خسته و یک حال خراب
آنطرف تر دو سه تا دفتر و یک خودکار است
از کجا آمده ام ، ... آمدنم بهر چه بود؟
در سرم درهٌ ای آکنده از این افکار است
می نویسم ، که غم از شانه ی خود بردارم
می نویسم که خدا غافل از این اسرار است
دم به دم مشت به دروازه ی غم می کوبم
چون همین مشت ، نمایانگر یک خروار است
قصه ی تلخ من این است ، که از بخت بدم
پشت هر در بـــزنم ، آه ! فقط دیوار است ، ،،،،،،،،
- ۸۴۷
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط