جمعه ها در پس دیوار دلم می گیرد

جمعه ها در پس دیوار دلم می گیرد
میروم کافه و بسیار ،،،دلم می گیرد

بعد هر قهوه ی اسپرسو که شیرین خوردم
می کشم مثل تو سیگار،،،،،،،،دلم می گیرد

ناگهان بین رفیقان که خوشم با یادت
مثل یک آدم بیمار،،،،،،،، دلم می گیرد

میزنم سمت خیابان ولی عصر غروب
یاد آن خاطره هر بار،،،،،ِدلم می گیرد

وتو گفتی که به من دل نسپار رفتنی ام
گفتمت دست نگه دار،،،،،،،دلم می گیرد

عاشقم کردی و گفتی که دل از من برکن
من از این قصه ی بودار،،،،،دلم می گیرد

چند سال است گذشته ست و هنوزم که هنوز
قـــــــدر یک کـــــــــــــافه و دیدار،،،،،،،،دلم می گیرد
دیدگاه ها (۲)

تو مرا آزردیےکه خودم کوچ کنم از شهرتتو خیالت راحت!میروم از ق...

همدیگر را یکهو ول نکنید!آدم است قلب دارد روح داردمیشکندمریض ...

من به یک کوه پر از درد شباهت دارم از دل خسته خود قصد عیادت د...

ﺍﯾﻨﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ :ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﯿﺴﺖﺣﮑﻢ : ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺟﺒﺎﺭﯼﺧﺘﻢ ﺟﻠﺴﻪ

#شعر_نو 🕊رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود ...

فیک جونگ کوک ~~عشق من ~~پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط