عشق یک داغ است

عشق یک داغ است
بر صورت درد
درد هم اشکی است
برچهره ی سرد
از درد
چو دیوانه بخود می پیچم
این داغ ببین
بادل دیوانه چه کرد
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

عهد کردم که دراعماق خودم حبس شومحس کنم هیچ شدن را و در او لم...

در سراشیب نفس گیر غمت درد شدم چشم در چشم غزل دوخته و مَرد شد...

اگر مرگ است شروع درداگر درد است نشان مرداگر تقدیر ما عشقی پر...

عاشقی بُرد ندارد مُلک دل را باخته ای دل دهی یا دلبَری کابوس ...

من نمیگویم کسی« بی درد » نیستهر کسی دردی ندارد، « مرد » نیست...

درد عشقی در دلم دارم ،نمی داند کسی همچوابر ی اشک می بارم نمی...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط