راه دل عشاق زد آن چشم خماری

راه دل عشاق زد آن چشم خماری
پیداست از این شیوه که مست است شرابت

تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت
تا باز چه اندیشه کند رای صوابت
دیدگاه ها (۸)

ﺣﺲ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﻛﻨﺎﺭ ﺗﻮ ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﺍﺗﺮﻡﺩﺭﮔﯿﺮ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ، ﺭﻫﺎ ...

باتو هستم ای غریبه،آشنایم میشوی؟آشنای گریه های بی ریایم میشو...

سالهاست مسیر جاده راطی می کنمتا روزی در این دلتنگی هاانتهایش...

چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ستجای گلایه نیست که این رسم د...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

پارسال به پزشکیان گفتم سیاست‌های ارزی تو کاملا براندازانه اس...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

لیدر های عزیز من یه شعر برای جادویی به نام عشق نوشتم

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط