𝐹𝓇𝑜𝓂 𝒽𝒶𝓉𝑒 𝓉𝑜 𝒻𝓇𝒾𝑒𝓃𝒹𝓈𝒽𝒾𝓅

𝐹𝓇𝑜𝓂 𝒽𝒶𝓉𝑒 𝓉𝑜 𝒻𝓇𝒾𝑒𝓃𝒹𝓈𝒽𝒾𝓅
part:24
فردا
ویو کوک
امروز هم مثل هر روز بود ولی یه تفاوت داشت اونم این بود که ا/ت هست همیشه بود ولی الان فرق داشت نگاهی به صورتش کردم که
ا/ت:کوک(جیغ مانند)
از رو تخت بلند شد
کوک:چته؟(کپ کرده بچم)
ا/ت:تهیونگ
کوک:خو؟
ا/ت:هیچ ....فقط دنبال بهونه بودم
کوک:(پوکر)
ا/ت:دست تو بده بریم پایین بدو دیگه کوکککک
کوک از رو تخت بلند شد رفت دسشویی برگشت ا/ت هم رفت و آمد دوتایی دست تو دست هم آمدن پایین
ا/ت:صبح بخیرررر
ته:صبح بخیر مرغ عشقا... دیشب خوب بود؟(خنده)
کوک:مرض
ا/ت:جه بوم؟؟
ته:دیشب رفت
ا/ت:اهااا
ته:ولی یه مزاحم دیگه آمد
ا/ت:کی
جیمین:منننن
کوک:یا حضرت روح
جیمین زد زیر خنده
جیمین:بچه بچه ها مامابزرگ گفت بریم خونش عروسشو ببینه(جیمین پسر خاله ی کوک )
ا/ت:خوش آمدی نمک
جیمین:مرسی زن داداش
کوک:اکی ا/ت پس آماده باش
ته:من تو خونت کار دارم یکم دیگه تموم میشه بریم
کوک:اک
ویو تهیونگ
رفتم ت اتاق دوربینا نباید فیلم سوآ دست کسی بیفته و برای کوک دردسر بشه (یه دختر ج.ن.د..ه. که کوک کشتش)
نگاهی به فیلم کردم و بردمش عقب ۲ ماه قبل
که با چیزی که دیدم کپ کردم
ک.کوک داشت ا/ت رو میزد
ادامه دارد....
فردا نیستم اینم پارت بعدی :))میدونم خوب نشد ببخشید:))
دیدگاه ها (۴۰)

𝐹𝓇𝑜𝓂 𝒽𝒶𝓉𝑒 𝓉𝑜 𝒻𝓇𝒾𝑒𝓃𝒹𝓈𝒽𝒾𝓅Part:23ا/ت:ولی من دیوانه وار عاشقتمکو...

P¹زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/ت از خواب بیدار شدم بدن...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

وقتی باهاش..... درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط