پارت ۱۳۸

پارت ۱۳۸

+ اینطوری صدام نزن!

-چیه؟ نیستی یعنی ؟

+ هستم ، فرصتش پیش بیاد بازم فرار میکنم

-قرار نیست فرصت فرار دیگه ای بهت بدم ، دیگه چشات جایی جز عمارتو نمی‌بینه

+حق نداری اینکارو بکنی ، من میخوام برم مدرسه ، حق نداری توی خونه زندونیم کنی

-متاسفانه خودت این حق رو از خودت گرفتی ، اگه همچین کاری نمی‌کردی میتونستی خیلی راحت بری و بیای، البته دیگه نمیتونی فرار کنی ، اگه فرار کنی کجا میخوای بری

+ اقا بزرگ کمکم میکنه...

- هه، اقا بزرگ الان باید بیست نفر ترو خشکش کنن

+چه بلایی سرش اوردی عوضی؟

~ببینم شما دوتا یه ثانیه نمیتونید دعوا نکنید ؟

هردو همزمان به سمتش برگشتیم و باداد نه ای گفتیم

~خیلی خوب حالا نمی‌خواد منو جر بدید که
دیدگاه ها (۰)

چطوری افسرده نباشیم؟🫧⏝︶ׅ︶‌⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶‌- با خودت مهربون باش: معمو...

✈️ چند روز بیشترپارت ۹ وقتی به مقصد رسیدن، لیا چند لحظه فقط ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

dark life=23

the missing link part²⁰سوهی بدون هیچ حرفی دنبال خانم سو به ر...

#مافیای_عاشق p:11 سلام سلام قشنگ های من چطورین؟من برگشتم با ...

Part 62تهیونگ«میتونی بهم بگی راحت باش قشنگم و بگو»& وقتی خیل...

چند پارتی

موضوع وقتی اسمشون رو تتو میزنی در حالی که داشتی لباس عوض می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط