#انیگمایجذابمن
#انیگمایجذابمن
پارت۳
سویچ رو گرفتم و لباسامون رو پوشیدیم .
+ خب خانوم کوچولو بریم
' آره پاپا تهیونگ بیا
- اومدم
رفتیم بیرون که دیدم ۳تا زامبی دارن به سمت ما میان . سریع اما و تهیونگ رو گرفتم جلوم که افسرا اومدن و مانع برخوردشون با ما شدن
' آبا جونگکوک حالت خوبه
- کوک
+ من حالم خوبه بریم
رفتیم سوار ماشین شدیم و به سمت فروشگاه حرکت کردم
' آبا داریم کجا میریم
+ بریم خرید آلفای کوچولوی من
' خرید واسه چی
+ چون....
- چون بخاطر اما خانوم قراره بریم.
+ اما اول لباس یا خوراکی
' خوراکی
پیاده شدیم و وارد فروشگاه شدیم . اول خوراکی های ضروری یه عالمه آب و مواد غذایی دوم مواد شوینده خمیر دندون و ....
' آبا این مسواک خوشگله رو برام بگیر لطفا
+ باشه
بعد حساب کردن رفتیم برای خرید لباس. بعد اون رفتیم خونه که پیامی برام اومد
پیام: جناب جئون قراره منطقه سه یانگ بسته بشه بیاید بیرون
پس حدسم درست بود . جوابش رو دادم و گوشی رو خاموش کردم.
' آبا جونگکوک حالت خوبه میای بازی کنیم
+ آره خوبم خانوم کوچولو بازی اومممم چی بازی
' خاله بازی
- اما آبا خسته اذیتش نکن
صدای زنگ در بعد حرف تهیونگ اومد
- بشین من میرم ببینم کیه
+ نه من میرم
رفتم جلوی در
+ ببخشید کاری داشتین
یه مرد قد بلند حدودا ۱۷۶ پشت در بود
مرده: بله قربان چون جواب پیام سرگرد رو اونجوری دادید اینا رو فرستادن که ازشون استفاده کنید
+ باشه ممنون
مرده رفت و من رفتم پیش تهیونگ و اما
' آبا میای دیگه
+ آره
زیپ کیف رو باز کردم
- چیه داخلش
+ اسلحه ،تیر ،بیسیم و.....
- واسه چی
+ حدسم درست بود
صدای بلند گو ها اومد .
- اما
' بله
- بیا پیش ما
اما اومد پیشمون و بغلش کردم.
' آبا صدای جیغ میاد شبیه همونه که اونجا شنیدم
تهیونگ پاشد و از پنجره بیرون رو دید
- جونگکوک.....
پارت۳
سویچ رو گرفتم و لباسامون رو پوشیدیم .
+ خب خانوم کوچولو بریم
' آره پاپا تهیونگ بیا
- اومدم
رفتیم بیرون که دیدم ۳تا زامبی دارن به سمت ما میان . سریع اما و تهیونگ رو گرفتم جلوم که افسرا اومدن و مانع برخوردشون با ما شدن
' آبا جونگکوک حالت خوبه
- کوک
+ من حالم خوبه بریم
رفتیم سوار ماشین شدیم و به سمت فروشگاه حرکت کردم
' آبا داریم کجا میریم
+ بریم خرید آلفای کوچولوی من
' خرید واسه چی
+ چون....
- چون بخاطر اما خانوم قراره بریم.
+ اما اول لباس یا خوراکی
' خوراکی
پیاده شدیم و وارد فروشگاه شدیم . اول خوراکی های ضروری یه عالمه آب و مواد غذایی دوم مواد شوینده خمیر دندون و ....
' آبا این مسواک خوشگله رو برام بگیر لطفا
+ باشه
بعد حساب کردن رفتیم برای خرید لباس. بعد اون رفتیم خونه که پیامی برام اومد
پیام: جناب جئون قراره منطقه سه یانگ بسته بشه بیاید بیرون
پس حدسم درست بود . جوابش رو دادم و گوشی رو خاموش کردم.
' آبا جونگکوک حالت خوبه میای بازی کنیم
+ آره خوبم خانوم کوچولو بازی اومممم چی بازی
' خاله بازی
- اما آبا خسته اذیتش نکن
صدای زنگ در بعد حرف تهیونگ اومد
- بشین من میرم ببینم کیه
+ نه من میرم
رفتم جلوی در
+ ببخشید کاری داشتین
یه مرد قد بلند حدودا ۱۷۶ پشت در بود
مرده: بله قربان چون جواب پیام سرگرد رو اونجوری دادید اینا رو فرستادن که ازشون استفاده کنید
+ باشه ممنون
مرده رفت و من رفتم پیش تهیونگ و اما
' آبا میای دیگه
+ آره
زیپ کیف رو باز کردم
- چیه داخلش
+ اسلحه ،تیر ،بیسیم و.....
- واسه چی
+ حدسم درست بود
صدای بلند گو ها اومد .
- اما
' بله
- بیا پیش ما
اما اومد پیشمون و بغلش کردم.
' آبا صدای جیغ میاد شبیه همونه که اونجا شنیدم
تهیونگ پاشد و از پنجره بیرون رو دید
- جونگکوک.....
- ۷۱۱
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط